مروری بر مقدمه ابن خلدون


دیباچه ی ابتدایی مقدمه ابن خلدون را که مطالعه کنیم اطلاعات بسیار جالبی از جامعه ی تاریخی مسلمین در آن زمان بدست می آوریم. امشب داشتم مقدمه ابن خلدون را مطالعه می کردم که حیفم آمد این مطلب را در وبلاگ منتشر نکنم مطلب کوتاه است اما در چند پاراگراف حال و هوای تاریخ نویسان اسلامی را به خوبی تشریح می کند:

بنام خداوند بخشنده مهربان [1] بنده نیازمند به بخشایش پروردگار، و توانگر بمهر او، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون حضرمى، که خداى تعالى ویرا کامیاب کند، گوید: ستایش یزدانى را که عزت و جبروت ویژه او و ملک و ملکوت [2] درید اوست، و او را صفات و نامهاى نیکوست [3]. دانایى که هر چه به نجوى گفته میشود یا خاموشى نهان میکند، از وى پنهان نیست [4].

توانایى که هیچ چیز در آسمانها و زمین او را عاجز نمیکند و از وى ناپیدا نیست [5]. ما را از خاک بر صورت انسان بیافرید، و از نسلها و ملتهاى متوالى بشر آبادانى زمین را خواست [6]، و روزى ما را از آن میسر ساخت، و در پناه خویشاوندان و خاندانها ما را گرد یک دیگر آورد و روزى و خوراک ما را فراهم فرمود، گردش ایام و روزگارها را سبب فرسودگى ما ساخت و سرنوشتمان را بدست مرگ سپرد. او را بقا و پایداریست و اوست زنده‏اى که نمیرد [7].

و درود و سلام بر خواجه و سرور ما محمد پیامبر امى عربى باد، آنکه صفتش در تورات و انجیل نوشته شده است [8]، و آنکه پیش از گردش سال و ماه‏

__________________________________________________

[1-)] اللهم صلى على سیدنا محمد و آله و صحبه (ینى)

[2-)] اشاره بآیه 90، س: المؤمنون: قُلْ من بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ 23: 88، و آیه 72، س: یس.

[3-)] وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ 7: 180 س: الاعراف، آ: 179.

[4، 5] اشاره بآیات بسیاریست چون: عالِمِ الْغَیْبِ لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ ... 34: 3 س: السباء آیه 3 و در ضمن صحت چاپ (پ) و (ب) را که بجاى آن «فلا یغرب» آورده‏اند ثابت میکند و هم اشاره به: وَ ما کانَ الله لِیُعْجِزَهُ من شَیْ‏ءٍ فی السَّماواتِ وَ لا فی الْأَرْضِ 35: 44، س: الفاطر، آ، 34 و بسى از آیات دیگر که در سور مختلف آمده است.

[6-)] اشاره بآیه 64، س، الهود: هُوَ أَنْشَأَکُمْ من الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها 11: 61.

[7-)] اشاره بآیه: تَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ 25: 58، س: الفرقان، آ: 60.

[8-)] اشاره بآیه: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ 7: 157، س: الاعراف، آ: 157.

                        تاریخ‏ابن‏خلدون/ترجمه‏مقدمه،ج‏1،ص:2

و جدایى میان کیوان و ماهى [1]، عالم خلقت از زاییدن وى فارغ گردیده [2] و راستى دعوت او را کبوتر و عنکبوت گواهى داده است [3]، و بر خاندان و یارانش، آنان که در دوستى و پیروى وى بلند آوازه و در یارى او یگانه و همداستانند، و پراکنده باد دشمنان ایشان.

و تا هنگامى که بخت نیک باسلام پیوسته و ریسمان پوسیده کفر گسسته است درود و سلام بسیار خدا بر پیامبر و یارانش باد.

اما بعد، تاریخ از فنون متداول در میان همه ملتها و نژادهاست، براى آن سفرها و جهانگردیها میکنند، هم مردم عامى و بى‏نام و نشان بمعرفت آن اشتیاق دارند، و هم پادشاهان و بزرگان به شناختن آن شیفتگى نشان میدهند و در فهمیدن آن دانایان و نادانان یکسانند، چه در ظاهر اخبارى بیش نیست درباره روزگارها و دولتهاى پیشین و سرگذشت قرون نخستین، که گفتارها را بآنها میآرایند و بدانها مثل‏ها میزنند و انجمنهاى پر جمعیت را بنقل آنها آرایش میدهند.

ما را بحال آفریدگان آشنا میکند که چگونه اوضاع و احوال آنها منقلب میگردد، دولتهایى میآیند و فرصت جهانگشایى مى‏یابند و بآبادانى زمین میپردازند تا نداى کوچ کردن و سپرى شدن آنان را در میدهند و هنگام زوال و انقراض ایشان فرا میرسد.

و اما در باطن، اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادى آنها و جستجوى دقیق براى یافتن علل آنهاست، و علمى است درباره کیفیات وقایع و موجبات و علل حقیقى آنها، و بهمین سبب تاریخ از حکمت سرچشمه میگیرد و سزاست که از دانشهاى آن شمرده شود.

__________________________________________________

[1-)] ماهى ترجمه «یهموت» یا «نون» یا «حوت» است که آنرا «لوتیا» نیز مینامند و منظور آن ماهیى است که زمین هفتم (بعقیده پیشینیان) بر پشت آنست و پیداست که میان زحل «کیوان» در آسمان هفتم و یهموت در زمین هفتم چه فاصله دوریست (از حاشیه نصر هورینى).

[2-)] اشاره باحادیثى چون: کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین، یا:

اول ما خلق الله نورى، و جز اینها. در «ینى» هم تمخض است.

[3-)] اشاره بآیه: إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ الله ... 9: 40 س:

توبه، آ: 40، و حکایت رفتن حضرت رسول با ابو بکر بغار ثور تا سه شبانه روز و دیدن کفار بر در غار بیضه کبوتر و پرده عنکبوت را، رجوع به حبیب السیر جزو سیم مجلد 1 و دیگر کتب سیر نبى صم شود.

                        تاریخ‏ابن‏خلدون/ترجمه‏مقدمه،ج‏1،ص:3

و مورخان بزرگ اسلام بطور جامع اخبار روزگار گذشته را گرد آورده و آنها را در صفحات تواریخ نگاشته و بیادگار گذاشته‏اند، ولى ریزه‏خواران، آن اخبار را بنیرنگهاى باطل درآمیخته و در مورد آنها یا دچار توهم شده یا به جعل پرداخته‏اند و روایات زراندود ضعیفى تلفیق کرده و ساخته‏اند، و بسیارى از آیندگان ایشان را پیروى کرده و همچنانکه آن اخبار را شنیده‏اند براى ما بجاى گذاشته‏اند بى‏آنکه بموجبات و علل وقایع و احوال در نگرند و اخبار یاوه و ترهات را فرو گذارند.

از این رو روش تحقیق اندک و نظر تنقیح اغلب کند و خسته است و غلط و گمان را آنچنان با تاریخ در آمیخته‏اند که گویى بمنزله خویشاوندان و یاران اخبارند.

تقلید در رگ و پیوند آدمیان ریشه دوانیده و میدان طفیلى‏گرى و ریزه‏خوارى در فنون بسیار پهناور شده است و چراگاه نادانى در میان مردم، زهرناک است.

اما در برابر سلطنت حق پایدارى نتوان کرد و بصیرت چون شهابى [1] است که اهریمن باطل را میراند. هر چند نقل کننده اخبار تنها به باز گفتن و نقل اکتفا میکند، ولى هر گاه بدان نگریسته شود دیده بصیرت میتواند اخبار را انتقاد کند و صحیح را برگزیند و بنیروى دانش میتوان صفحات صواب را روشن و تابناک ساخت.

بارى مردم اخبار را تدوین کرده و آثارى فراوان بیادگار گذاشته و تواریخ ملتها و دولتها را در سراسر جهان گرد آورده‏اند، ولى آنان که به فضیلت شهرت و پیشوایى نامبردار شده و کتب پیشینیان را تتبع کرده و در آثار خویش آورده‏اند.

گروهى اندک و انگشت شمار بیش نیستند و توان گفت از حرکات عوامل (ضمه، فتحه، کسره و جزم) تجاوز نمى‏کنند مانند: ابن اسحاق و طبرى و ابن کلبى و محمد بن عمر واقدى و سیف بن عمر اسدى و مسعودى و دیگر نامورانى که در میان همه مورخان متمایزند.

و هر چند بطوریکه نزد ثقات و حافظان معتبر حدیث مشهور است در کتب‏

__________________________________________________

[1-)] چیزى ستاره مانند که بشکل شعله آتشبازى بر فلک دوان میشود و آن رجم شیا

/ 1 نظر / 56 بازدید

میشه کاملش کنید [خداحافظ][راک][راک][تلفن][لبخند]