ناسخ التواریخ، میراث مکتوم شیعه

البته مطمئنا بخش تاریخ اسلام در این کتاب خالی از اشتباه و خرافات نیست اما همانطور که اشاره کردم این سبکی بوده است که نویسندگان کتاب از ابتدای نگارش پیش گرفتند. یکی دیگر از نکات مثبت این کتاب این است که مولف از شبهات و همجمه های تبلیغی دوران معاصر ما، بی اطلاع بوده است و شاید بتوان گفت از این لحاظ بدون هیچ گرایش و غرضی تاریخ اسلام را نوشته است.

اما برخورد جامعه تاریخی ما با کتاب ناسخ التواریخ:

نمی دانم چرا و واقعا نمی دانم چرا؟ ناسخ التواریخ در مجامع تاریخی امروز چنین مهجور و مکتوم مانده است. من خودم با اساتید و محققان بسیاری مواجه شده ام که معتقدند: کتاب ناسخ التواریخ حتی ارزش مراجعه و نگاه کردن هم ندارد. یکی از اساتید می گفت این کتاب فقط به درد روضه خوان ها می خورد و برای کتاب ها و مقالات علمی هیچ فایده ای ندارد؟

اشکالاتی که به کتاب ناسخ التواریخ وارد است؟

قطعا هیچ کتابی بدون اشکال نیست و البته صرف اینکه یک کتاب دارای اشکال است از اعتبار ساقط نمی شود. من ندیده ام که کسی با بررسی دقیق ناسخ التواریخ این کتاب را به نقد بکشد. اما شاید برخی از محققان و اساتید محترمی که این کتاب را فاقد اعتبار علمی می دانند دو یا سه دلیل عمده داشته باشند.؟

ناسخ التواریخ، اشتباهات تاریخی، خرافات و افسانه ها را به عنوان تاریخ ذکر کرده است:

جواب: من هم این نکته را قبول دارم اما این اشکال شاید دو جواب داشته باشد

اول اینکه خود مولف هم به این نکته واقف بوده و در واقع سبک خاصی از تاریخ نگاری را دنبال کرده است.

دوم: آیا کتابهایی مثل تاریخ طبری،الکامل، ابن خلدون یا بسیاری دیگر از کتابهای معتبر تاریخ این اشکال را ندارند؟!!! یعنی تمام مطالب آنها درست و دقیق است؟!!! جواب کاملا معلوم است ما در اینگونه کتابها هم به دفعات با خرافات و افسانه ها روبرو می شویم اما کماکان آنها را به عنوان کتابهای معتبر در تاریخ اسلام می شناسیم.

ناسخ التواریخ از لحاظ زمانی با وقایع تاریخ اسلام فاصله بسیاری دارد.

این اشکال اشکال دقیقی است چون مثلا طبری تقریبا معاصر با وقایع تاریخ اسلام بوده است و از این جهت از کتابهای بعدی و متاخر، دارای اعتبار بیشتری است. اما من در این

جا به یک جواب نقضی بسنده می کنم:

در این صورت حداقل ناسخ التواریخ باید از کتابهای مستشرقین بعد از خودش یا از کتابهای معاصر از اعتبار بیشتر برخوردار باشد در حالی که امروزه ناسخ التواریخ اعتبار چندانی ندارد.

ناسخ التواریخ در زمان قاجار نوشته شده:

این اشکال بلامستشکلی است که به ذهن خودم رسیده است شاید و فقط شاید، علت لگد کوب کردن اعتبار این کتاب به خاطر این است که در زمان قاجار نوشته شده است.

نظر خودم: تاکنون حدود بیست جلد از این کتاب را مطالعه نموده ام و به نظر این حقیر ناسخ التواریخ یکی از میراث های بزرگ علمی شیعه است که کمتر به آن پرداخته شده یا بهتر است بگوییم «لگدکوب» شده انشاء الله اگر عمری بود قصد با دوستان قصد داریم روی این کتاب بیشتر کار کنیم و به اندازه وسعمان این کتاب را بیشتر معرفی کنیم.

 

/ 8 نظر / 45 بازدید
وحید زایری

سلام ممنون از مطلب جالبتون . من هم هر وقت از ناسخ التواریخ صحبت می شد مش شنیدم که کتاب غیر دقیقی است . حالا نمی دانم شما چه اصراری دارید کتابی که به آن ایرادات فراوان وارد است را رواج دهید . مثل این که من بیایم تبلیغ کتاب سراپا خرافه روضه الشهدا کنم . ای کاش دلیل خود را نوشته بودید .که آیا خواندن آن چیزی بر معلومات تاریخی بشریت می افزاید یا ... موفق باشید .

معلم شرکتی

وبلاگ معلمان شرکتی(خرید خدماتی) http://www.msherkati.blogfa.com/

سعيد

سلام من جلد يك كتاب ناسخ التواريخ با خط دست نويس را دارم در صورت امكان ميخواستم بدانم از نظر مادي ارزش هم داره يا خير ؟ در صورت مثبت بودن جواب حدود قيمت آن چند است ؟ با تشكر

ابراهیم تبری ابکنار

نسخه خطی این کتاب نزد اینجانب است البته جلد اول ان اگر احتیاج است برایتان بفرستم.

دکتر تیجانی

هیچ دارویی چون صیغه شهوت را فرو نمی نشاند وصیغه شیرین ترین لذتی است که نصیب زن مسلمان میشود

مجید

آن کسی که سراپا خرافات است شما هستید به چه جرعت به خودتن اجازه میدهید به مرحوم کاشفی مفسر بزرگوار تهمت خرافات بزنید تا بحال یک بار این کتاب را هم نخوانده اید مطمئنم واقعا متاسفم

علی محمد انصاری

باسلام وقدردانی. اگر ناسخ التواریخ 9 جلد بوده آن طور که ویکی پدیا گفته ، پس چطور شما تقریبا 20 جلد از آن را خوانده اید؟ من از این که شما به وجود اشکال وخرافات در کتاب درعین دفاع ، اعتراف کردید واقعا سپاس گذارم .به خاطر روحیه پذیرش حقایق

مرد مردستان

با سلام کاش به افکار فراماسونری نویسنده ناسخ التواریخ اشاره می کردید. ایشان یکی از اعضای فعال لژ فراماسونری موسوم به لژ ملکم خان در ایران بودند که جلسات این لژ در خانه جناب محمد تقی سپهر انجام می شد. (کتاب المآثر و الآثار ج 2 ص 575)