سالگرد شمسی عید غدیر
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٠ : توسط : سبحان پاکپور

سلام،چند وقت پیش یه مطلب جالب تو بعضی از سایت ها مثل موسسه غدیر دیدم؛ با این مفهوم که عید نوروز سالگرد شمسی عید غدیرِ!

چند روز بعدش از یکی از روحانیون که استاد دانشگاه هم هست شنیدم که درباره عید نوروز روایت زیاد داریم و معمولا سندشون ضعیفه! چون شخص در این باره کار کرده بود قبول کردم و چیزی نگفتم.

ولی روز بعدش تو یکی از مراسمات یکی از روحانیون که استاد حوزه بود و فوق العاده در ضمینه روایت کار کرده بود و برای خودش کسی هست، حرف همون استاد دانشگاه رو تأیید کرد ولی گفت که عید نوروز سالگرد شمسی عید غدیرِ بعد سوال کردم که: مگه نگفتید که سند روایت ها مشکل داره؟ گفت: آره گفتم؛ ولی این سالگرد تو تاریخ ثابت شده و برای اثباتش نیازی به روایت نداره!


 
ایران در سفرنامه مارکوپولو
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤ : توسط : محمد حسین قربانیان

مارکوپولو

سفرنامه‌ها منابع ارزشمندی برای مطالعات تاریخی است. این آثار جزییاتی از آداب، عادت‌ها و حیات اجتماعی اقوام گذشته را ثبت کرده‌اند. «سیاحت‌نامه فیثاغورث در ایران» منسوب به فیثاغورث دانشمند برجسته یونان قدیم، «المسالک و الممالک» ابن‌خردادبه، «سفرنامه ابن‌فضلان»، «سفرنامه ابودلف»، «سفرنامه ابن‌حوقل»، «سفرنامه ابن‌بطوطه»، «سفرنامه کلاویخو» و «سفرنامه مارکوپولو» ازجمله سفرنامه‌هایی است که پیش از عهد صفویه نگاشته شده و حاوی اطلاعاتی درباره ایران می‌باشد.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
صلیبیان و میراث علمی اسلامی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ : توسط : محمد حسین قربانیان

امروز داشتم برای امتحان ترمم، کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم رو مطالعه می کردم که با مطلب قشنگی در مورد کتابهای اسلامی که در اسپانیا سوزانده شده؛ مواجه شدم. که در ادامه متن رو از کتاب نقل می کنم:
«موندی در تاریخ خود می گوید: کتابهایی که مردم اسپانیا در شهر قرطبه سوزاندند بالغ بر یک میلیون و پنجاه هزار مجلد می شد. این جدای از کتابهایی بود که در سایر مناطق اندلس از بین بردند.(1)
ویلس معتقد است که مسیحیان فقط یک میلیون و پنج هزار مجلد کتاب سوزاندند. در وفیات الاسلاف آمده: اسقف طلیطله بیش از هشتاد هزار جلد کتاب اسلامی را سوزاند. فرنگیان پس از غلبه بر غرناطه بیش از یک میلیون کتاب نفیس را از بین بردند.(2)
برخی از مورخان مصر گفته اند: کتابهایی که از مسلمانان باقی مانده است در مقابل کتابهایی که مسیحیان صلیبی، مغول و اسپانیاییها سوزاندند قطره ای از دریا بود.(3)
هنگامی که در جنگهای صلیبی، فرنگیان شهر طرابلس را تصرف کردند به دستور کنت برترام سنت جیل کتابخانه آن را آتش زدند. گفته می شود این کتابخانه سه میلیون جلد کتاب داشت.(4)
جرجی زیدان می گوید: اسپانیاییها همین کار را هنگامی که در اواخر قرن پانزدهم، اندلس را از دست مسلمانان بیرون کشیدند، در خصوص کتابخانه های آن انجام دادند.(5)

پی نوشت:
1
.    بنگرید: التراتیب الاداریه،ج2،ص453-454
2.    همان.
3.    همان،454،455
4.    بنگرید:تاریخ التمدن الاسلامی،ج2،ص51

منبع: ترجمه الصحیح من سیرة النبی الاعظم،ج1،ص64


 
هارون و انتخاب یک قاضی
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ : توسط : محمد حسین قربانیان

نمایندگان اروپایی نزد هارون الرشید

در مورد هارون الرشید داستان ها و حکایات زیادی نقل شده است این حکایت در مورد انتخاب یک جوان غیر عرب به عنوان قاضی بغداد است.

عمرو بن مسعده گوید، پس از این که هارون همراه همسر خود، زبیده از بغداد به راه افتاد به مکه رفت و حج خود را با پای پیاده به جای آورد، در اواخر ماه ذی الحجه سال 180 به بغداد بازگشت، مردم عراق از هارون خواستند تا قاضی عادلی را بر آنان بگمارد. مردم عراق نزد هارون رفتند و هارون به آنان گفت: هر کسی را که می خواهید برگزینید تا او را به عنوان قاضی بر شما بگمارم. آنان نتوانستند کسی را برای این کار انتخاب کنند، عده ای یک نفر را که قریشی بود برگزیدند و عده ای دیگر جوانی را که غیر عرب بود برای این کار به هارون معرفی کردند. هارون آن دو را نزد خود فراخواند و به پیر مرد قریشی گفت: ای شیخ، من وزیری دارم، میان من و او درگیری پیش آمده است می خواهم در مورد ما داوری کنی.


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
یک مثال ساده برای فاجعه کپی برداری در اینترنت فارسی
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ : توسط : محمد حسین قربانیان

کپی پیست

در حین وبگردی به مطلبی با عنوان سرزمین های جداشده از ایران در طول 196 سال گذشته برخورد کردم که از عنوانش معلوم است در مورد چیست. با خودم گفتم مطلب جالبی است و به درد وبلاگ تاریخ می خورد. اما مطلب منبع مشخصی نداشت به خاطر همین، عین همین عنوان رو در گوگل جستجو کردم تا منبع اصلی این مطلب رو پیدا کنم. که با صحنه جالبی مواجه شدم.

گوگل بیش از 15000 هزار مورد برای این جستجو پیدا کرد و تا آنجایی که من نگاه کردم همه موارد عینا و بدون حتی یک کلمه تغییر، شبیه هم بود و جالب تر اینکه آخر نتوانستم بفهمم منبع این مطلب کجاست.فقط برخی از سایتها خیلی زحمت کشیده بودند و در فونت مطلب تغییراتی اعمال کرده بودند.

به همین خاطر بی خیال انتشار این مطلب در وبلاگ شدم.


 
خطابه حضرت زینب (س)
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩ : توسط : سبحان پاکپور

بشیر بن خزیم می گوید: در آن لحظه که زینب می خواست سخن بگوید او را زیر نظر گرفتم من تا آن زمان هرگز زنی به حیا و سخنوری او ندیده بودم، گویی زبان علی (ع) را در کام داشت. و در آغاز به مردم اشاره کرد ساکت شوند. جمعیت چنان در سکوت فرو رفت که صدای زنگ شتران نیز شنیده نمی شد. سپس فرمود: اما بعد! ای مردم کوفه! ای اهل فریب و نا جوانمردی! می گریید؟ خدا کند هیچ وقت اشکتان بند نیاید، و فریادهاتان هرگز خاموش نگردد. داستان شما مانند سرگذشت آن زنی است که رشته اش را پس از تابیدن محکم، واتابید. شما سوگندهاتان را وسیله فرب قرار می دهید و بدان پای بند نیستید.

شما جز لاف زنی و هیاهو هنری ندارید. مرامتان دشمنی و پیمان شکنی است. همچون کنیزکان چاپلوسی می کنید و به سان دشمنان طعنه زنید. سبزه زاری را می مانید که در زباله دان است. و یا نقره ای بر قبری. آگاه باشید که خشم خدا و عذاب جاودان را توشه آخرت خود ساخته اید.

آیا گریه می کنید و صدا به فغان و زاری بلند می نمایید؟ به خدا قسم عجیب است. پس زیاد گریه کنید و کم بخندید. شما بر دامن خود لکه ننگی نشاندید که با هیچ آبی شسته نمی شود. چگونه ممکن است ننگ کشتن سلاله پیامبر خاتم و کان رسالت از میان برود. شما کسی را کشتید که سرور جوانان بهشتی و پناهگاه خوبان و منزلگاه مسافران و منار عقل و مدار سنّت بود.

شما عملی بس زشت را وبال خود ساختید. از رحمت خداوند به دور مانید. کوششتان نومیدی ثمر داد. دستانتان به مطلوب نرسید و از معامله جز زیان و سرافکندگی سودی نبردید. و سرنوشتی غیر از خشم و غضب خداوند و خواری و خفت در انتظارتان نیست.

وای بر شما ای کوفیان. آیا می دانید که چه جگری از رسول خدا (ص) شکافتید؟ و چه زنان بزرگواری را در معرض تماشا گذاشتید؟ و کدام خونش را ریختید؟ و چه حرمتی را هتک نمودید؟


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
امام سجاد ملقب به ابن الخیرتین،تسبیح کربلا
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩ : توسط : محمد علی آورند

 

تسبیح

در امام سجاد علیه السلام نجابت عرب به اعتبار پدر و نجابت عجم به اعتبار مادر جمع شده بود، و به این جهت او را به «ابن الخیرتین» ملقب گردانیدند. آن حضرت اولین کسی بود که از خاک کربلا مهر و تسبیح درست کرد و بر آن سجده نمود. (منتهی الآمال، ج 2، ص 92).


 
ابو حمزة ثمالی و امام سجاد علیه السلام
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸ : توسط : محمد علی آورند

امام سجاد علیه السلام

روزی ابوحمزه ثمالی به محضر امام سجاد علیه السلام مشرف شد و دید که آن حضرت گریه می کند. عرض کرد: این همه گریه و بی تابی برای چیست ؟ مگر عموی شما حمزه کشته نشد؟ مگر جدّ شما امیرالمؤمنین علیه السلام شهید نشد؟ شهادت عطیّه الهی برای خانواده شما است . حضرت فرمود: «ای ابوحمزه ! خداوند به تو جزای خیر دهد، بلی شهادت عادت  خانواده ما است ،  و هدیه الهی برای ماست ، ولی آیا شنیده ای یا دیده ای که قبل از جریان عاشورا زنی به اسارت گرفته شود؟ ای ابوحمزه ! به خدا سوگند! هر گاه به عمّه ها و خواهرانم نگاه می کنم به یاد فرار آنها در بیابان می افتم که از خیمه ای به خیمه دیگر و پناهگاهی به پناهگاه دیگر فرار می کردند، و دشمن فریاد می زد : خیمه های این ظالمان را به آتش بکشید». (ره توشه راهیان نور، ص 654).


 
← صفحه بعد